سلام
سوم ادریبهشت سالروز تولد حکیم بزرگوار شیخ بهایی و روز نکوداشت اصفهان تهنیت باد
اصفهان (پارسی میانه =اسپهان) شهری باستانی در مرکز فلات ایران که در فرهنگ غنی ایران به نصف جهان نیز مشهور است و مرکز استان اصفهان میباشد .این شهر به لحاظ جمعیت پس از تهران و مشهد سومین شهر بزرگ ایران است . اصفهان از دیرباز از مهمترین مراکز شهرنشینی ایران زمین و پیشرو در تولید علم و دانش و فرهنگ و هنر بوده و هم اکنون نیز چنین است .
علی رقم تاخت وتاز های فراوان سرکشان زمانه ، تاکنون ، بناهای تاریخی بسیاری بجا مانده که تعدادی ازآنها در سازمان یونسکو به عنوان میراث فرهنگ و تاریخ بشریت به ثبت رسیده .
اصفهان که از دیرباز مهد علم و فرهنگ و هنر و تمدن ایرانیان بوده است در سال 2006 نیز به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام انتخاب شد . ازین رو روز شورای شهر و شهرداری اصفهان طی مصوبه ای سوم ادیبهشت ماه مطابق با روز میلاد حکیم شیخ بهایی را به عنوان روز اصفهان نام گزاری نموده و هر ساله این روز گرامی داشته شده و آیین های خاصی برگزار میگردد.
ازجمله این برنامه ها تور اصفهان گردیست که به همت سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان برگزار میشود . و علاقه منداد میتوانند جهت هماهنگی و ثبت نام به باجه های دورچه های شهری شهرداری مراجعه فرمایند .
این مطلب ادامه دارد
سلام و عرض ادب به پیشگاه همه کسانی که در راه تعالی بشریت گام برداشته اند
سلام
سلام به اون دسته از دوستانی که هنوزم هرزگاهی به کلبه حقیرانه ی ما که دیگه از رونق افتاده سری میزنند و سرانگشتانشان را می آزارند .
مم نونم
من قصد دارم یه وبلاگ گروهی بزنم و در زمینه شهر شناسی ایران فعالیت کنم . ولی این مهم محقق نخواهد شد مگر با یاری توانمندان
اگر شما اهل قلم هستید ویا اهلی را میشناسید مارا درین مهم یاری رسانید
لطفاْ نظر خصوصی بذارین
بزودی با ویژه نامه محرم الحرام ماه خون و قیام! در خدمتتان خواهیم بود
منتظر باشید
ضمنا کسانی که مایل به نویسندگی در وبلاگ میباشند
فهرست موضوعات مورد نظرشان جهت درج در وبلاگ را به نشانی ایمیل من ارسال کنند تا پس از برسی و تایید نصبت به ساخت نام کاربری و کلمه عبور برای آنان اقدام کنم
پیشتر از رسمی و کتابی بودن متن آگهی عذر خواهی میکنم
مم نون
هادی اصفهانی
وقتی پاییز می آید..... وقتی پاییز می آید برگ ها زرد و خسته از یک عمر زحمت و تلاش برای سایه گستردن بر سر ره گذران زرد و بی روح دست از درخت کشیده و فرو می افتند

وقتی پاییز می آید..... وقتی پاییز می آید

وقتی پاییز می آید..... وقتی پاییز می آید خورشید طور دیگری میتابد انگار او نیز خسته از تلاشی نفس گیر برای تابیدن به سر خلق فرو افتاده و مایل میتابد
وقتی پاییز می آید..... وقتی پاییز می آید
وقتی پاییز می آید..... وقتی پاییز می آید اما شور و شوقی دگر برپاست
از شورو حال شهر ها که خود را آراسته . برای میهمانی نو گلان باغ زندگی
برای هیا هوی پسران و دخترانی که چه زود به مدرسه میروند
این حکایتیه از اتفاق چندروز پیش که برای خودم افتاده . اون روز ظهر مثل حالا باید میرفتم سر کار ولی خیلی دیرم شده بود
ای وای
۵/۵ شد باید برم .....
(سه شنبه ۴:۲۵ - ۲/۹/۸۹ ) و حالا ادامه داستان
هفته ی پیش بود که احساس میکردم غرق در گناهم (آخه ازدواج نکردمو نصف دینم ناقصه ) از دو دنیا بریده غمگین خورد و خراب چولوزیده خمار و دل تنگ داشتم آماده میشدم که برم سر کار و خودمو واسه غرلق های اوسا کارم آماده میکردم که یهو
یه صدای ورری از پشت سرم اومد
داخل پرانتز عرض میکنم ورژن اورجینال این صداروباید تو جنگلهای استوایی تجربه کنید (خدا نخواد)
۶ مترو نیم پریدم بالا تا که دوباره اومدم پایین نیگا کردم دیدم یه پیشی پیشی ملوس عروس پشت سرمه و هی میو میو میکنه برام دهنشو وا میکنه برام
ول کنم نبود میرفتم او اتاق میومد تو ایوون میو میو میکرد میرفتم تو آشپز خونه میومد پشت در میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو میو وای سرم رفت خسته شدم گفتم چته برو دنبال کارت دیرمه حوصلتو ندارم
اما انگار نه انگار
البته درحالت عادی گربه ها اینقدرا هم به آدما نزدیک نمیشن ولی اینبار عمق فاجعه بیش از این حرفا بود
با یه حالت خاصی میو میو میکرد انگار که بخواد چیزیو حالیم کنه یجورایی انگار داشت بهم التماس میکرد فکر کردم شاین مثه سگا که تا تو دردسر میوفتن میان پیش آدما و هی واغ واغ میکنن اینم همینجوره ولی آخه حیوونام یکم شعوردارن میدونن تو چه موقعیتی از کی کمک بخوان ولی این یکی اینجورکی نبود
خلاصه یکم مکث کردم فکر کردم گفتم نکنه گشنش باشه؟؟ این بود که یکمی غذا بهش دادم